ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

48

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

يكى ديگر از مدعيان پادشاهى خاندان صفوى خود را شاه خوانده و شيراز را تسخير كرده است . در صفوف پشتيبانان سيد احمد نيز رخنه‌هائى پديد شده بود . چنين مىنمود كه ولى محمدخان اعتماد الدوله‌اش ، او را ترك كرده و براى گردآورى سپاه به جايگاهى در ميان يزد و كرمان رفته و ادعا نموده است كه از سوى شاه صفى مقام بيگلربيگى يافته است . به نظر مىرسيد كه افغانان پس از متلاشى ساختن سپاه سيد احمدخان با زندانيان خود خوشرفتارى مىكنند در 15 اكتبر خبر رسيد كه زبردست‌خان سركردهء افغان به اسيران ايرانى اجازه داده كه به خانه‌هاى خود بازگردند و به هر يك از آنها يك من ( 5 تا 9 كيلوگرم ) غله و يك محمودى هزينهء سفر داده است . نيز به آنها اندرز داده كه نسبت به پادشاه خود خدمتگارى وفادار باشند . نقشه‌هاى سيد احمدخان براى تسخير شيراز ناكام ماند و در 17 نوامبر خبر رسيد كه او مىخواهد به بندر عباس بيايد و اين مطلب را در سپتامبر طى نامه‌اى به محمد صالح بيگ اطلاع داده بود . ظاهرا وى بار ديگر با شش هزار مرد جنگى خود در نبردى ديگر شكست خورده و توانسته بود تنها با دوازده تن از همراهان خود ، شبانه همچون دزدى خود را به كرمان برساند . اما با رسيدن اين خبر كه زبردست‌خان با چهار هزار سپاهى براى يارى اشرف - شاه در نبرد با تركان از شيراز به اصفهان رفته است سيد احمدخان جان تازه‌اى يافت و بر آن شد كه بار ديگر آهنگ تسخير شيراز كند . در شش مارس 1727 نامه‌اى از رودان به محمد صالح بيگ رسيد حاكى از اينكه سيد احمد و سپاهيانش مايهء آزار همسايگان خود شده‌اند . گفته مىشد كه سيد احمد مىخواهد سلطان محمد ميرزا يكى از مدعيان پادشاهى صفوى را اسير كند و مىخواهد نيمى از سپاه خود را مأمور تحقق اين هدف كند . و نيم ديگر قرار است كه نواحى اطراف را تسخير كنند . معلوم نبود اينها سپاهيان سيد احمدند يا نه همين